عكس ها ارسالي از طرف آقاي سپهري مي باشد

منطقه‌اي شگرف با آسمان لاجوردي و کوه‌هاي سرخ، خورشيد زرين و ماه سيمين، باغ‌هاي سرسبز و ميوه‌هاي آبدار، چشمه‌هاي جوشان و رودهاي خروشان، آخم راه‌هاي هزارچم و غارهاي اسرارآميز، شُرشُر آب و آواز کبک، سرشار از شور زندگي.

درياچه زيباي الُو بوم در منطقه حفاظت شده الُو بوم در دامنه کوه هُودکان، در کنار جنگل ايلان، در منطقه کوهستاني ميان طالقان (تالگان) و مازندران قرار دارد. در دل تخته سنگي بزرگي در دامن کوه جوشان، چشمه‌اي از آب شيرين و گوارا آرميده که آبشخور جانوران است و به درياچه زندگي مي‌بخشد.


منطقه‌اي شگرف با آسمان لاجوردي و کوه‌هاي سرخ، خورشيد زرين و ماه سيمين، باغ‌هاي سرسبز و ميوه‌هاي آبدار، چشمه‌هاي جوشان و رودهاي خروشان، آخم راه‌هاي هزارچم و غارهاي اسرارآميز، شُرشُر آب و آواز کبک، سرشار از شور زندگي.


درياچه در کنار خاک‌هاي سبز در جانب شمال شرقي قرار دارد. دو درياچه کوچک و يک درياچه بزرگ که آب شيرين آن‌ها از بالاي تخته سنگ به درون خاک‌هاي سبز ريخته و گودالي ژرف را در بر مي‌گيرد تا درياچه‌اي شود بي‌مانند. تنه چند درخت گردو در زير آب درياچه نمايان است. خاک‌هاي سبز در جانب شمال غربي، به يک دره بسيار خوفناک، باريک و هميشه تاريک مي‌انجامد. هنگام گذر از اين گذرگاه، بالاي آن صخره‌هاي عجيب با ديوارهاي صاف و شيب‌هاي تند، احساس غريبي همچون يورش تيراندازان يا جنگجويان به انسان دست مي‌دهد. پژواک‌هاي آبشار، ريزش سنگ‌ها، جيغ عقاب‌ها و صداي عجيب پرندگان ناشناخته بر فراز دره در گوش‌ها طنين مي‌افکند. آبشار بزرگي از آب درياچه از آغاز به پايان دره هرانک جاري است و به رودخانه بزرگ الموت مي‌پيوندد. دره هرانک لبريز از پرچين‌هاي تمشک و باغ‌هاي پربار است. در جاي‌جاي اين منطقه، بوي خوشايند گياهان سودمند، مشام کاوشگران را مي‌نوازد.


اين سرزمين هرگز در برابر تازيان سرخم نکرد. مقدوني متجاوز جرات و جسارت رفتن به آن را هرگز نيافت. در دژهاي سر بر آسمان ساييده اين منطقه بود که نهضت مقاومت ايرانيان با نام اسماعيليان در برابر تاتار و تازي شکل گرفت و هراس شگرف در دل دشمنان ايران افکند. کوه‌هاي سربلند ايران‌زمين، پناهگاه آزادي‌خواهاني شد که هيچگاه سر تسليم در برابر هيچ دشمني فرود نياوردند و داغ حسرت چيرگي بر اين سرزمين را بر دل دشمن نهادند. کوه‌هاي سرخ‌رنگ اين منطقه يادآور جامگان سرخي است که از اين آخرين جان‌پناه، ايران و ايراني را زنده نگاه داشتند. سرانجام يکصد جنگجوي ايراني بيش از پنج سال در برابر سپاه بي‌شمار مغول در زمان هلاگو مقاومت کردند. بازماندگان اين نبرد نابرابر که نمي‌خواستند ننگ شکست را بپذيرند، به دره الُو بوم و کوه‌هاي تسخيرناپذير آن پناه آوردند. در دوران صفويه اين افسانه به گوش اروپاييان رسيد که اسرار قاليچه پرنده در نهان‌گاهي در اين مکان است. در دوران قاجاريه، جويندگان غارتگر انگليسي براي يافتن اين کتاب دربردارنده اسرار قاليچه پرنده و همچنين گنج افسانه‌اي اردوان، شاه اشکاني، چند سال کند و کاو کردند و هر آن‌چه با ارزش بود را با خود بردند. از جمله يکي هم سر عقاب سنگي بزرگي است بر فراز دروازه دژ همچون نگهباني هميشه بيدار جاي گرفته بود. جفت اين عقاب توسط ناآگاهان خرد شده و اينک تکه‌ پاره‌هاي آن در دره به ما مي‌نگرد.


الُو به زبان پهلوي به معني آتش است و بوم سرزمين و همچنين پشتِ‌بام. الُو بوم را به معني سرزمين آتش معني کرده‌اند. ايرانيان باستان به دليل نشان‌دادن همبستگي در زمان‌هاي خاص بر پشت‌بام‌ها آتش مي‌افروختند و اتحاد خود را اعلام مي‌داشتند. اين نشانه به روشني در هنگام قيام‌هاي مردمي نمود بيشتري داشت. هنوز هم قوم ايراني کُرد در هنگام نوروز آتش مي‌افروزند و آن را آگِرِ نوروژي ( = آتش نوروزي) مي‌نامند. چهارشنبه سوري در تمام ايران روشن‌ترين نماد اين  رسم کهن است. منطقه الموت يکي از نخستين جنگ‌جاي‌هاي استقلال‌طلبان در برابر کليه دشمنان متجاوز و غارتگر در تاريخ پر نشيب‌وفراز ايران‌زمين بوده است. گذشتگان آزاده ما با برجاي نهادن اين نام آزادي‌خواهي و عزت‌نفس ايرانيان در سراسر تاريخ به آيندگان يادآور شدند. - مهندس جعفر سپهري